«اگر تعلیم است، تعلیم دهد.» (رومیان ۱۲: ۷).
خدا به هر ایماندار یک یا چند عطا ارزانی داشته است. وظیفۀ رهبران کلیسا این است که عطای خودشان را تشخیص دهند تا بتوانند دیگران را تشویق کنند تا عطاهای خاص خود را کشف نمایند. کلیسا مانند نقاشی زیبایی روی شیشۀ پنجرههای کلیسا است که بر آن تصویر عیسی نقش بسته باشد. این شیشه از قطعات مختلف رنگی درست شده که وقتی آفتاب از طریق آن میتابد، عیسی دیده میشود. در این مجموعه مقالات دربارۀ تجهیز مقدسان، به بررسی فصل ۱۲ رومیان و آنچه که «عطاهای انگیزشدهنده» نامیدیم، پرداختیم. تا اینجا عطاهای نبوت و خدمت را بررسی کردیم. اکنون توجه خود را به عطای بعدی که در این فصل از رساله به رومیان ذکر شده، یعنی عطای «تعلیم» معطوف میسازیم. امید من این است که این بررسی به شما یاری دهد تا معلمان را در میان جماعت خود تشخیص دهید و از این راه، فرصتهای لازم را برای رشد قابلیتشان در اختیارشان قرار دهید.
اهمیت عطای تعلیم
خداوند ما نقش تعلیم را بسیار ارج نهاد چرا که وقتی رسالت بزرگ را بر دوش شاگردان گذارد، به ایشان فرمود: «بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را... تعمید دهید و به آنان تعلیم دهید که هر آنچه به شما فرمان دادهام، به جا آورند» (متی ۲۸: ۱۹- ۲۰). آنچه که در کلیسا سبب میشود که ایمانداران جدید در مسیح رشد کنند و به شباهت او در آیند، همین خدمت تعلیم است (دوم تیموتائوس ۳: ۱۶-۱۷؛ یوحنا ۱۷: ۱۷). لذا عطای روحانی تعلیم آن قابلیت خاص و خدادادی است به منظور انتقال حقایق کلام خدا به دیگران، به شکلی که ایشان بتوانند آن را درک کنند و بدانند که آن را چگونه در زندگی خود به کار برند.
معلم خوب کیست؟
یکی از نمونههای خوب در این زمینه، آپولس است که معلم کلام خدا بود. از اعمال ۱۸: ۲۴-۲۸ پی میبریم که او چه نوع معلمی بود:
الف) او مردی بود تحصیلکرده و کتب مقدس را به دقت میدانست (آیۀ ۲۴). معلم خوب کسی است که خود را با مطالعۀ فراوان آماده ساخته باشد.
ب) او «تعلیمپذیر» بود؛ «او در طریق خداوند آموزش یافته بود» (آیۀ ۲۵). معلم خوب کسی است که اصلاحپذیر باشد و حاضر باشد از دیگران بیاموزد. او در مقابل عقاید متفاوت دیگران حالت دفاعی به خود نمیگیرد، بلکه آماده است تا درک خود را در پرتو کلام خدا مورد تجدید نظر قرار دهد.
پ) او «با حرارت روح (با شور و حرارت) سخن میگفت» (آیۀ ۲۵). تعلیم او فقط بازگو کردن خشک و بیروح حقایق نبود، بلکه آنها را با شور و شوق بیان میکرد. معلم خوب کسی است که هم دل خود را در تعلیم خود به کار گیرد، و هم ذهن خود را.
ت) او «به دقت دربارۀ عیسی تعلیم میداد» (آیۀ ۲۵). معلم خوب کسی است که به تحقیق میپردازد تا مطمئن گردد که آنچه تعلیم میدهد، دقیق است.
ث) او قادر بود بیانات خود را از کتب مقدس اثبات کند (آیۀ ۲۸). معلم خوب از قدرت منطق آگاه است و تعلیم خود را به کمک شواهد و براهین استحکام میبخشد.
خصوصیات معلم خوب
اما چگونه میتوان تشخیص داد که کسی عطای تعلیم را دارد یا نه؟ باز برای پاسخ به این سوال، به یکی از شخصیتهای کتابمقدس رجوع میکنم که به باور من، از عطای تعلیم برخوردار بود؛ این شخص همان دکتر لوقا است (لوقای طبیب). از نوشتههای او میآموزیم که:
۱- اطمینان از درستی مطالب: معلم باید ابتدا خودش به درستی مطالب یقین حاصل کند و بعد آن را برای دیگران اثبات کند. لوقا این امر را در مقدمۀ انجیلش تشریح میکند. او به تئوفیلوس میگوید که شخصا همۀ امور را از آغاز مورد تحقیق قرار داده است «تا از درستی آنچه آموختهاید، یقین پیدا کنید» (لوقا ۱: ۴).
۲- اعتبار بخشیدن به مطالب: معلم باید پیش از تعلیم یا سخنرانی، به مطالب خود اعتبار ببخشد. لوقا برای اعتبار بخشیدن به آنها ارائه میدهد. او تاکید میکند که اطلاعات خود را از شاهدان عینی به دست آورده و آنها را از ابتدای امر، مورد تحقیق قرار داده است. او میکوشد اعتبار مطالب خود را به اثبات برساند. بعضی از معلمین برای اثبات اعتبار بیانات خود، به عناوین تحصیلی و شغلی خود اشاره میکنند تا توجه مردم را جلب کنند.
۳- رعایت ترتیب و توالی مطالب: معلم گرایش دارد مطالب خود را با ترتیب و توالیای منظم ارائه دهد. لوقا بیان میدارد که کوشیده تا روایت را با نظم و ترتیب ارائه دهد. او به ترتیب و توالی رویدادها توجه خاصی دارد و میکوشد فرایند پیشرونده و منطقی آنها را به نگارش در آورد. معلم خوب باید رئوس مطالب و نکات مهم را طوری ارائه دهد که شنوندگان بتوانند آنها را به شکلی منظم و سازمان یافته درک کنند.
۴- مطالعۀ فراوان: معلم گرایش دارد که به مطالعۀ فراوان بپردازد و اطلاعاتی به حد نیاز ارائه دهد. انجیل لوقا طولانیترین انجیل است و مبتنی است بر تحقیقات دقیق. او به ذکر جزئیاتی میپردازد که در سایر انجیلها یافت نمیشود. او در مقدمۀ کتاب اعمال رسولان مینویسد: «ای تئوفیلوس، من کتاب نخست خود را در باب همۀ اموری تالیف کردم که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادنشان آغاز کرد» (اعمال ۱: ۱). او میکوشد حتی نکتهای هم از قلم نیفتد. بسیاری از معلمین برای اثبات نظر خود، از ده آیه یا بیشتر استفاده میکنند، و آنقدر شواهد ارائه میدهند که شنوندگان قادر به جذب آنها نمیگردند.
۵- ارائۀ جزئیات بسیار: معلم گرایش دارد که جزئیات بیشتری ارائه دهد. لوقا در مقام پزشک، در روایت خود جزئیات پزشکی بسیاری ارائه میدهد. در لوقا ۴: ۳۸، او به ذکر «تب» اکتفا نمیکند، بلکه مینویسد «تبی سخت». او به ذکر اسامی و مناصب و شهرها و تاریخها و رویدادهایی میپردازد که در سایر انجیلها یافت نمیشود. همۀ اینها حاکی از علاقۀ وافر معلم به دقت مطالب است.
۶- استفاده از مطالب مستند: معلم خوب گرایش دارد از مطالبی استفاده کند که مستند است، و نه مبتنی بر ملاحظات شخصیاش. حتما به معلمینی برخورد کردهاید که تعلیم خود را بر تجارب خود استوار میسازند. اما معلم واقعی میکوشد از مراجعی نقل قول کند که صاحب مرجعیت میباشند. او در پی آن است که از درستی تعلیم خود یقین حاصل کند. لوقا اغلب به سایر منابع اشاره میکند.
۷- سختکوشی برای درک حقیقت: معلم خوب سختکوش است و تلاش مینماید تا حقیقت را درک کند و آن را به دیگران منتقل سازد. لوقا وقت زیادی را با پولس صرف کرد، حتی زمانی که وی در حبس بود. پولس میفرماید: «تنها لوقا با من است» (دوم تیموتائوس ۴: ۱۱). وفاداری لوقا به پولس و عطش او برای حقیقت، او را تبدیل کرد به معلمی برجسته که باعث برکت همگی کسانی شده که انجیل لوقا و کتاب اعمال رسولان را خواندهاند.
امیدوارم این توصیف از کسانی که دارای عطای تعلیم هستند، باعث تشویق شما شده باشد تا این عطا را در خود و در دیگران تشخیص دهید.
شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...